Khoyشهر گل سرخ
City of Roses
خوی
وجه تسميه خوي
متن
اقوال مختلفي درباره لفظ خوي ذكر شده ولي آنچه بنظر صحيح مي‌رسد اين است كه لفظ خوي كلمه‌اي كردي و به معناي نمك است و كردان باقيمانده دست‌نخورده قوم ماد {مقدمه شرفنامه بدليسي، به قلم محمد عباسي، چاپ جديد، ص 36 و 37.} هستند و تاكنون زبان خود را چنانكه بوده حفظ كرده‌اند و زباني كه بين ايشان معمول است نوعي از زبان پارسي باستاني است و اغلب لغات و كلمات اين زبان با لغات و كلمات پارسي تطبيق مي‌كند. با ملاحظه اينكه شهر خوي نيز جزو ماد صغير بوده مي‌توان نتيجه گرفت كه ساكنان اوليه خوي نيز از مادها (يعني از كردها) بودند و ايشان مسكن اوليه خود را به مناسبت وجود معادن نمك در اين ناحيه به همين نام ناميده‌اند. امروزه نيز كردان براي نمك لفظ خوي يا مشابه آن را استعمال مي‌كنند. {آقاي دكتر عباس زرياب خويي درباره تلفظ خوي چنين مي‌نويسند (مجله يغما، سال 1345، شماره 8): ”دو حرف (خ) و (و) كه در آغاز بعضي از كلمات فارسي از قبيل خواهر، خواستن، خوان و غيره نوشته مي‌شود ابتدا حرف خاصي بوده و به صورت خاصي تلفظ مي‌شده است و اين طرز تلفظ در آغاز فتوحات اسلامي و در بعضي نقاط شايد تا مدتها پس از آن ادامه داشته است و به همين جهت است كه عرب خوارزم را به فتح خاء و فتح واو ضبط كرده‌اند. ياقوت مي‌گويد حركت حرف اول آن ميان ضمه و فتحه است و الف آن الف كامل نيست و مسترقه مختلسه است و نيز كلمه خوار را (خوار نزديك ري) به ضم خاء ضبط كرده است، در صورتي كه ما امروز آن را به فتح خاء (مانند خار) تلفظ مي‌كنيم. خواش (از شهرهاي سيستان) به گفته او خاش تلفظ مي‌شده است و درباره كلمه خوست (از نواحي طخارستان) گفته است به فتح واو و التقاءِ ساكنين (واو و سين) و بعد گفته است بعضي‌ها آن را خَست مي‌گويند.

در حرف اول ابتدا كلمه خوي نيز از اين قبيل بوده است، عرب كه اين حرف را نداشته‌اند آن را به صورت مصغر كلمه خوّ تلفظ كرده‌اند و صحيح در تلفظ همان است كه ياقوت در تلفظ كلمه خوارزم گفته است يعني حركت خ ميان ضمه و فتحه بوده است و بعد بتدريج آن حركت نيز تبديل به فتحه شده واو را اصلا تلفظ نكرده‌اند و نام آن را واو معدوله گذاشته و اين عين همان كلمه خوي است كه به معني عرق باشد و در پهلوي xvai تلفظ مي‌شده است. مدتها پيش از صاحب بستان السياحه شاعري از تشابه دو كلمه خوي (شهر) و خوي (عرق) ايهامي ساخته است:

خصمانت مراغه مي‌زنند اندر خوي        هرچند كه بي‌مرند در تبريزنـــــــــد

(يعني دشمنان تو در عرق مي‌غلطند هرچند كه بي‌شمار هستند آنها را در آتش مي‌ريزند، از مؤلف).

امروز كه مردم آذربايجان آن را به ضم خاء تلفظ مي‌كنند (و به تبع ايشان مردم ديگر ايران) براي ملايمت با زبان تركي آذري است زيرا نه آن حرف خاص قديم و نه آن حركت ميان ضمه و فتحه در زبان تركي موجود است و در زبان فارسي امروزي نيز فراموش شده است و تلفظ خوي (به معني عرق) بر وزن مي نيز فقط در اشعار بجا مانده است.

اما وجه تسميه اين شهر شايد به علت وفور معادن نمك در اطراف شهر خوي باشد زيرا در بعضي از لهجه‌هاي كردي خوي به معني نمك است و شايد بازمانده‌اي از زبانهاي متداول ايران قديم باشد.}

اما عقيده كساني كه كلمه خوي را لفظي ارمني مي‌دانند به نظر نگارنده مستند و موجه نيست زيرا اصل و چگونگي اشتقاق و تطور آن معلوم نبوده، ديگر اينكه مورخين ارمني اين ناحيه را به نام هير {شهرياران گمنام، ص 161 و 162.} در تواريخ خود ضبط كرده‌اند و اگر كلمه مزبور از اصل ارمني بود مي‌بايستي اقلا خود ايشان نيز آن را به همين نام بنامند و اين لفظ را براي اين منطقه به كار برند.

منبع: تاريخ خوي - مهدي آقاسي - چاپخانه شفق تبريز - 1350 - ص 6
اتصالات


.كليه حقوق براي خوی شهر گل سرخ محفوظ است